آب از دیرباز مهمترین عامل توسعه در جهان بوده است. انسان ها در دوران اولیه زندگی نزدیك رودخانه ها و منابع آب تجمع می كردند و به فعالیت های كشاورزی می پرداختند.۹۷ درصد منابع آبی غیرقابل استفاده برای كشاورزی بوده و مقدار بسیارمحدودی از آن ها به طور مستقیم از سوی انسان مورداستفاده قرارگرفته است.
افزون بر آن، كمی بیش از ۱‎/۷۶ درصد از آب های كره زمین به صورت رودخانه های یخی از دسترس خارج شده و آنچه تقریباً باقی مانده در عمق زمین ذخیره شده است.
بهره گیری از روش های نوین كشاورزی و استفاده بهینه از آب، عوامل حیاتی برای نیل به هدف تأمین غذای جمعیت درحال افزایش دنیا است. طبق برآورد fao، در ۳۰ سال آینده مردم جهان نیازمند ۶۰ درصد غذای بیشتر خواهندبود. بخش قابل توجهی از این افزایش تولید، حاصل كشت متراكم (استفاده از زمین كمتر برای تولید بیشتر) كه نیازمند آبیاری است، خواهندبود.
با این توصیف، دسترسی و رقابت برسر منابع آب یك چالش اساسی در سرراه بشر خواهدبود. بنابراین از هم اكنون قبل از آن كه دیر شود باید به فكر چگونگی استفاده بهینه از آب برای تولید موادغذایی بود. اصلاح شیوه تولید در بخش كشاورزی نخستین راه حل در زمینه ارتقای سطح بهره وری آب در مصارف كشاورزی است. با استفاده از بذرهای اصلاح شده، ارتقای كیفیت باروری خاك و بهره گیری از سایر روش های جدید كشاورزی می توان همزمان به افزایش تولید و استفاده بهینه از منابع آب دست یافت.
در این میان به كارگیری شیوه های كارآمد آبیاری و بهبود روش ها و استحصال آب از اهمیت بسزایی برخوردار است. بخش كشاورزی با صرف بیش از ۷۰ درصد آب های قابل استحصال، بزرگترین مصرف كننده است. برای تولید محصول، آب قابل توجهی باید صرف شود؛ به طوری كه مثلاً تولید یك كیلوگرم برنج نیازمند حدود ۱ تا ۳ مترمكعب آب است.
با افزایش جمعیت آب مصرفی بخش كشاورزی نیز افزایش می یابد. نتایج تحقیقات انجام شده توسط فائو در ۹۳ كشور درحال توسعه نشان می دهد ذخیره منابع آبی در این كشورها درحال كاهش است. این درحالی است كه امكان جایگزینی این منابع امكانپذیر نیست و ۱۰ كشور در شرایط بحرانی قرار دارند.
به این معنی كه برای تأمین منابع آب موردنیاز بخش كشاورزی شان نیازمند مصرف حدود ۴۰ درصد كل منابع تجدیدشونده آبی خود هستند. ۸ كشور دیگر با مشكل جدی در تأمین آب مواجه هستند و این كشورها نیز ناچار به تخصیص ۲۰ درصد از مجموع كل منابع تجدیدشونده آبی خود به بخش كشاورزی هستند.
اگرچه كشورهای درحال توسعه هم به كشت آبی و هم دیم اهتمام دارند تا بتوانند موادغذایی خود را تأمین كنند، ولی بخش اعظم تولیدات كشاورزی باید از طریق اراضی آبی تأمین گردد.
براساس پیش بینی فائو انتظار می رود تا سال ۲۰۳۰ میزان اراضی آبی در كشورهای درحال توسعه تا ۲۰ درصد افزایش یابد.
با افزایش تراكم كشت می توان سطح زیركشت را از ۲۵۰ میلیون هكتار به ۳۲۰ میلیون افزایش داد. تأمین آب لازم برای افزایش سطح مستلزم بهره برداری بهینه از هر قطره آب است.
ایران از نظر اقلیم جزو كشورهای نیمه خشك به شمار می رود. با این كه صرفه جویی در منابع آب در ایران مطابق استانداردهای جهانی صورت نمی گیرد و از این نظر در سطح پائینی قراردارد، اما همین كمبود منابع آب باعث شده تا كشورمان تاریخ دیرینه ای در مدیریت آب داشته باشد. سد كریت در استان یزد، سد كبار، سد ساوه و انبوه آب انبارها و پل بندها نشان از اهمیت مدیریت منابع آب در گذشته دارد.
۹۴ درصد آب در كشور در بخش كشاورزی، ۴۰ درصد برای آشامیدن و ۲ درصد در صنعت مورد استفاده قرارمی گیرد.در ابتدای قرن اخیر، جمعیت ایران به ۶۵ میلیون نفر رسیده و سهم سرانه هر ایرانی از این منبع طبیعی درحدود ۲۱۵۰ مترمكعب در سال (یك چهارم سرانه جهانی) است.
بدیهی است با افزایش جمعیت به ۱۰۰ میلیون نفر در سال ،۱۴۰۰ بخش اعظم استان های كشور در شرایط كم آبی قرار خواهندگرفت.
همانطور كه گفتیم، در اینجا بحث كمبود آب از نظر آشامیدن نیست بلكه بحران آب بر تولید موادغذایی در كشور هم اثر می گذارد. جمعیت كشور درحال حاضر حدود ۶۵ میلیون نفر است كه پیش بینی شده در ۵۰ سال آتی به ۲ برابر یعنی حدود ۱۳۰میلیون نفر برسد. آیا امكان دارد برای حفظ وضع موجود تولیدات كشاورزی به ۲ برابر یعنی ۱۳۰ میلیون تن برسد.
اگر توجه كنیم كه درحال حاضر برای تولید ۶۵ میلیون تن محصول حدود ۸۵میلیاردمترمكعب آب مصرف می كنیم، به این واقعیت تلخ می رسیم كه هرچند زمین كشاورزی به قدر كافی دراختیار داشته باشیم، منابع آب كشور این اجازه را نخواهدداد كه ۲ برابر برداشت فعلی را كه ۱۷۰ میلیاردمترمكعب آب نیاز دارد، داشته باشیم.